|
جاری چون رود.....شاعر چون چشمه....بی پروا چون آبشار
|
خاطرجمم که من معتاد نمی شوم. دیروز به شوهرم گفتم، فکر میکنم کسانی که معتاد مثلا تریاک و.... و مواد اعتیاد آور مدرن می شوند، آی کییوی پایینی دارند. اما او با حرف من موافق نبود. دلیلم این است که اگر اعتیاد طبق ذهنیت من، راهی برای فراموش کردن واقعیت موجود است، مطمئنم که ذهن من به این راحتی ها گول نمی خورد و حواسش پرت نمی شود. پناه بر خدا به چه چیزها دارم فکر می کنم. طبیعی است می گویند شیطان برای دستان بیکار برنامه دارد .... اما من به خدا قسم توی ذهنم برنامه دارم. حداقلش علاقه وافرم به خواندن و نوشتن و البته تحصیل در یک جای درست و حسابی است، اما اینها در حال حاضر یعنی بیکاری، یعنی این که خوشی بزند زیر دل آدم که بخواهد با این هزینه های بی خود معیشتی به این قضایا فکر کند، یعنی شانه خالی کردن از مسئولیت زندگی... چون شرایط موجود ظاهرا طوری چیده شده که خواه نا خواه مجبور می شوی طبق مثلث مازلو فقط به نیازهای اولیه فکر کنی، مثلا شب بخوابی مرغ ببینی، تاکسی سوار شی در مورد مرغ بشنوی، توی اخبار فقط در مورد گرانی مرغ نقد و نظر بخوانی، .. خلاصه کسی هم این وسط کاری از دستش اگر بر می آید، طاقچه بالا می گذارد، چون به این نتیجه رسیده که لابد افراد باید به تحقیرآمیزترین شکل کمک بخواهند تا کمک شوند، کاش امیر کبیر زنده بود و خربزه همه آب نبود.
این هم مثلث مازلو به اضافه توضیحش از این منبع: http://blogfi.blogfa.com/post-236.aspx
