آمار یک قلب نامیرا...

جاری چون رود.....شاعر چون چشمه....بی پروا چون آبشار

کتاب بسیار زیبای راه هنرمند از جولیا کامرون را به طور کامل خواندم. دلم نیامد به کتابخانه برگردانم... دوست دارم همچنان برخی قسمت های آن را مزه مزه کنم... به همین خاطر قصد کردم  یک باره دیگر آن را مرور کنم و برخی قسمت هایش را بیایم اینجا و تایپ کنم.... اما قبل از پرداختن به بخش هایی از این کتاب دوست دارم در مورد حس زیبای دیروزم بنویسم: شاید کسی خودش خیلی  حواسش به تغییراتی که می کند نباشد چه ظاهری و چه از نظر شخصیتی ولی تغییرات پیرامون خود را براحتی بفهمد مثلا حتی  گلی که دایم در خانه بی توجه از کنارش رد می شود. اما من این گونه نیستم. من تغییرات خودم را می فهمم، از عکس العملم در برابر موقعیت ها و آدمها بویژه از نوع تکراری آن. اینکه چگونه فکرم به سراغ تجربیاتم می رود و آنها را از نظر می گذراند و بعد تصمیم می گیرد. این تاخیر را دوست دارم... من خوشحالم که بزرگ می شوم و سنم بالا می رود. شاید برای یک زن این گفته عین شعار باشد اما در مورد من صادق نیست چون از زیبایی های زندگی، رضایت را خیلی بیشتر از هر چیزی دوست دارم و ترجیح می دهم... من عاشق آن برقی هستم در چشمان افراد راضی از زندگی، کسانی که از زندگی لذت می برند و به آن احترام می گذارند و زندگی به رسم سخاوت، یک زیبایی نامیرا به آنها هدیه می دهد. آنها مخازن پر از انرژی و طراوت زندگی اند.

 حال برسم به قسمت هایی از این کتاب:

... خلاقیتتان مثل خونتان است. همانطور که خون تان واقعیت مسلم جسمتان است و خودتان آن را به وجود نیاورده اید خلاقیت نیز واقعیت مسلم وجود معنوی شماست و چیزی نیست که باید آن را خلق کنید.

... اگر کائنات را دریای پهناور الکتریسته‌یی بینگارید که در آن غوطه ورید و از آن به وجود آمده اید، گشودن به روی خلاقیتتان موجب می شود به جای دست و پا زدن در دریا، موجی باشید که کنش و آگاهی و همکاری کاملتر و بیشتری دارد.

... به هنگام کار با ابزار این کتاب- وقتی وظایف هفتگی را به انجام می‌رسانید – تغییراتی بسیار به وقوع می پیوندند. عمده ترین این تغییرات، پیش آوردن رویدادهای همزمان است: ما تغییر می کنیم و کائنات نیز این تغییر را فزونی می‌بخشد و می گسترد- به دریا بزن تا نجات غریق از راه برسد

...هم به عنوان هنرمند و هم به عنوان معلم، این تجربه را داشته ام که وقتی به پا می خیزیم و از روی ایمان به آفرینش دست می زنیم، کائنات قادر به پیشرفت می‌شود. شاید بتوان آن را به شیوه آبیاری مزرعه تشبیه کرد. وقتی موانع را از سر راه بر می داریم، جریان آب سرازیر می‌شود.

باید مدعی رویدادهای زندگیتان باشید، تا خودتان را از آن خویش سازید.۱

۱- آن-ویلسون ساچف

 

+ تاريخ جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۱ساعت 19:24 نويسنده فاطمه. الف |