آمار تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.....

جاری چون رود.....شاعر چون چشمه....بی پروا چون آبشار

من هم برای خودم پیش آمده و هم از دیگران شنیده ام که میگویند اصلا فلانی اون جور آدمی که فکر میکردم نیست. البته این اتفاق بیشتر در مورد افرادی که با آنها روابط محدودی پیش میآید اتفاق می افتد والا در مورد افرادی که رابطه مان با آنها طولانی می شود گذر زمان به طرفین در شناخت هم کمک میکند.

من در مورد این سوء تفاهم هایی که در مورد گروه اول معمولا پیش میآید،با دوستی صحبت می کردم گفت این قضیه بر می گردد به ویترین شخصیتی افراد. خیلی از ما در مراکز خرید تحت تاثیر ویترین یک مغازه تصمیم می گیریم وارد آنجا شده و خریداری کنیم. (البته کلیت ندارد) ولی نمی توان منکر اهمیت ویترین هم شد در مورد آدمها هم بعضی ها ناآگاهانه و در مواری شاید عامدا رفتارها و یا حرکاتی از خود نشان می دهند که یک وقت هایی نقطه مقابل شخصیت آنهاست. حالا من زیاد قصد ندارم در مورد افراد قضاوت کنم ... این مقدمه را گفتم برسم به ویترینی که برای ما از کشورهای غربی و فرهنگ آنها ساخته شده، یا شاید خودمان ساختیم یا اصلا برخی از غربی های ذی نفع آن را ساخته اند. من خیلی اطلاعاتم در این مورد زیاد نیست، فقط می دانم در کلیت تصویری ساخته و ارائه شده که جالب نیست. یک جور ضد تبلیغ است،طوری که دیگر نکات مثبت آن، تحت الشعاع این قضیه قرار گرفته... من خودم نظرم این است که مثل این می ماند که از کل یک عمارت باشکوه، فقط یک بخش های تاریک آن یا خراب آن یا مثلا دستشویی آن را به ما نشان دهند.

البته من فکر میکنم هر کسی بسته به شخصیت خودش در مورد همه چیز نظر می دهد. ولی هر چه هست این امکان را که من بتوانم اینجا یک فضای مجازی داشته باشم مرهون همین فرهنگی هستم که بعضی ها از آن فقط بی بند و باری های آن را می بینند یا اصرار دارند بنیان خانواده های آنها ضعیف است و کلا آدم های لامذهب و .... هستند... البته همه بر اساس شنیده ها قضاوت نمی کنند اما تصویر غالبی که هست به ما ها این حس را می دهد که ما یک سر و گردن از آنها بالاتر هستیم و درسته که اونا به خیلی چیزها رسیده اند اما ما آدم های درست تری هستیم. درحالی که چیزی که من می بینم در آنها یک جور پیش رفت و در ما یک جور پس رفت است. چون انگار آنها در همه مسائل تکلیفشان با خودشان روشن تر است اما ما ملغمه ای از تناقضات هستیم. به طوری که دیگر انگار اینجا نمی توانیم چیزی را مبنا قرار داده و طبق آن نتیجه گیری کنیم. نه مذهبی بودن یک فرد را، نه تحصیلاتش را و نه.....

+ تاريخ شنبه هفدهم دی ۱۳۹۰ساعت 2:36 نويسنده فاطمه. الف |