آمار نوبت عاشقی

جاری چون رود.....شاعر چون چشمه....بی پروا چون آبشار

بعد از روز و شب بسیار سختی که به برکت دوستان پشت سر گذاشتم، فرصتی پیش آمد تا در بیداری و رویا سفری به خاطرات گذشته داشته باشم. یا بهتر بگویم خاطرات سراغ من بیایند:

خاطره عاشقی.....با هوای سنگین پاییز که انگار امتداد اضطراب های آن روزهای من است....اضطراب های که فکر میکنم از توان آن روزهای من خارج بوده اما من عاشقانه تحملشان کردم....

گفتم آهن دلی کنم چندی

ندهم دل به هیچ دلبندی

سعدیا دور نیکنامی رفت

نوبت عاشقی است یکچندی

+ تاريخ شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۰ساعت 14:42 نويسنده فاطمه. الف |