|
جاری چون رود.....شاعر چون چشمه....بی پروا چون آبشار
|
بعضي وقتها آنقدر فرضيه در ذهنم شكل مي گيرد كه دوست دارم انها را با دانشجويان جهان مطرح كنم و آنها آن فرضيه ها را به عنوان موضوع پايان نامه شان انتخاب كنند. تا من با خواندن فقط چكيده، جواب بيشمار سوالهاي ذهنم را بدانم. اين دوره از زندگي ام را دوست دارم چون احساس مي كنم كودك درونم از آب و گل در آمده و من مي توانم رويش حساب كنم. يعني همه اينطوري اند؟ يا مثل من بعد سي سالگي عاقل مي شوند؟ خوشحالي من از اين است كه زندگي آنقدر باحوصله است كه از راههاي مختلف آدم را متوجه بيراهه رفتن هايش مي كند. شايد به يك دوره از زندگي آدم قد ندهد- چون من عجالتا به تناسخ اعتقاد دارم- مهم اين است كه آدم حتي اگر به خاطر غرورش معترف به اشتباهاتش هم نباشد، بالاخره مي فهمد. فعلا كتاب كوچك "عظمت خود را دريابيد"دكتر وين داير را در دست دارم. خيلي از مطالب آن را قبلا خوانده يا در قالب ضرب المثل هاي قديمي شنيده ام اما مي خوانم چون احساس مي كنم مثل هضم غذا، در ذهنم به هضم كامل آن مفاهيم كمك مي كند. زمين ذهنم را شخم زده و يكي يكي بذرها را براي ميوه دادن در تابستان و پاييز انتخاب مي كنم و مي كارم. بعضي علف هرزها را كاري ندارم براي حاشيه است، حاشيه كرت ها، زيبايي مزرعه، آتش درست كردن در سرما صبح گاهان و شامگاهان .
مثل مسواك زدن مرتبا اين روزها كارم تجسم كردن است،نتيجه فوق العاده است:
" آيا مي دانيد كه تفكر ما بر مبناي تصاويري شكل مي گيرند كه در ذهن مجسم مي كنيم و كلمات در آن نقشي ندارند؟
براي مثال وقتي مي گويم گل سرخ حروف گ- ل- س- ر- خ به ذهن شما نمي آيد، بلكه تصويري از گل سرخ در ذهن شما ايجاد مي شود. بزرگترين خدمتي كه روانشناسان قرن كنوني به بشريت كرده اند، كشف اين حقيقت است كه تصوير ذهني همانند يك تجربه به مغز سپرده مي شود.
وقتي شما تصويري را در ذهن مجسم مي كنيد ضمير باطن حصول آن را قطعي تلقي ميكند و با آن مانند تجربه اي مواجه مي شود كه پيشاپيش انجام پذيرفته است.
موفقيت، سلامتي و در مجموع همه توانايي هاي شما به اين امر بستگي دارد كه چگونه خود را در ذهنيت خود ببينيد.
فراموش نكنيد كه شما مسئول باورها و معتقدات خود هستيد.
باورها و آموخته هاي نادرست را از ذهن خود بيرون كنيد تا ذهنتان براي پذيرفتن واقعيت هاي تازه آماده شود."۱
۱- برگرفته از همين كتاب.