آمار سرعت تکنولوژی

جاری چون رود.....شاعر چون چشمه....بی پروا چون آبشار

 زمانه داستانهاي از خود بيگانگي و.........گذشته.

ولي خوب تازه بدان دچار گشته ايم.

تا همين چند سال پيش توي محل همه همديگر را مي شناختند.

خانه اجاره اي اصلا مد نبود. حالا هرشب توي مجتمع چند ده واحده حتما يكي اثاث كشي دارد. با دوچرخه بيشتر مسير را مي شد طي كرد. حالا خيابونا سروته نداره. دخترا كه توي خونه مي نشستن منتظر خواستگار حالا ديگه خودشون بايد دنبال شوهر باشن و خواستگاري برن. كارگر كارخانه ريسندگي عهد رضا شاه حالا بايد توي كارخانه ليفتراك سازي جوش آرگون بده كه نمي دونه چي چي هست. خودداري و كمكي متانت هم جاي خودش را به دريدگي داده.

 به فلاپي ديسك با چه حسرتي نگاه مي كرديم و حالا بلوري و هارد چند ترابايتي و.......... راستي آي پد اپل را هم بايد به اين ليست اضافه كرد. بابا و مامان كه كاري به اين كارا ندارند و همون آبگوشت خودشونو مي خورن و شب جمعه و شب يلدا و ...خودشونو دارن. ما هم داريم به زور خودمونو به اين چيزاي شهرفرنگ وفق مي ديم ولي خداييش گاهي خستگي بهم دست ميده و مي خوام پناه ببرم به همان جنگل كه ابوالبشر كاش پايش شكسته بود و ازش بيرون نيامده بود. ..........

گاهي عاشق همان شب جمعه و كرسي و حليم و شير روز جمعه مي شم.

+ تاريخ سه شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۹ساعت 22:31 نويسنده McArthur |