آمار آسمان مال من است...........

جاری چون رود.....شاعر چون چشمه....بی پروا چون آبشار

 هنوز هم ذهنم درگير ديگران علي الخصوص نزديكانم است. احساس ميكنم زندگي ام را پاي بقيه گذاشته ام احساس سرخوردگي دارم و بي نتيجه بودن اين تلاشهايم پاسخييست براي اين ذهنيت من كه هر كسي زندگي اش را بايد خودش بسازد. احساس گناه در مورد اينكه فلان موقع چرا فلان كار را كردم فلان حرف را زدم فلان تصميم را براي يكي گرفتم مثل وسواس شده و از من انرژي ميگيرد. اما زنده باد علم روانشناسي و زنده باد خودم كه مصرانه در پي دوستی با زندگي هستم

در جايي خوانده ام به محض اينكه روند فكري شخص در مورد اعمال رفتاري مشخص شود، يعني آن كار اگاهانه گردد، براحتي ميتوان از دام آن رها شد. به معبد خودم برمي گردم كه علفهاي هرز نگراني در مورد ديگران، فرصت قد كشيدن هر گلي را در آن گرفته...........حس خوبي دارم. وبلاگم بايد در خدمت همين قضيه باشد. چقدر حس هيجان به من دست مي دهد وقتي به كارهايي كه مي توانم انجام دهم فكر ميكنم. صحبت كردن با سيروس و ليلا خيلي به شفافيت من كمك ميكند. خوشحالم كه موهبت بودن به من هديه شده  

 خوشحالم كه آزادم تا با زندگي ام هر كاري دوست دارم بكنم......

+ تاريخ یکشنبه نهم آبان ۱۳۸۹ساعت 21:56 نويسنده فاطمه. الف |