|
جاری چون رود.....شاعر چون چشمه....بی پروا چون آبشار
|
دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه
هر دو جانسوزند، اما این کجا و آن کجا
تیغ جلادان کجست و ابروی دلدار کج
هر دو خون ریزند، اما این کجا و آن کجا
دختری در زیر یار و پیرمردی زیر بار
هر دو نا لانند، اما این کجا و آن کجا
مرده ای در حال غسل و دلبری در توی حوض
هر دو عریانند، اما این کجا و آن کجا
چکمه پای مهین و چکمه شمر لعین
هر دو پاپوشند، اما این کجا و آن کجا
شکر مازندران و شکر هندوستان
هر دو شیرینند، اما این کجا و آن کجا
شعر حافظ شعر و شعر ماست شعر
هر دو تا شعرند، اما این کجا و آن کجا
مردم دریا کنار و مردم دروازه غار
هردو عریانند اما این کجا و آن کجا
پیش چشم مردم مستضعف ما بنز و ژیان
هر دو ماشینند، اما این کجا و آن کجا
پي نوشت: تك بيتي از اين شعر جايي به گوشم خورد. برايم جالب بود نتيجه سرچ زدن هايم اين شد.نمي دانم اين همان متن اصلي شعر است يا نه