|
جاری چون رود.....شاعر چون چشمه....بی پروا چون آبشار
|
امروز به اتفاق مک آرتور عزیز رفتیم میدان ولی عصر، قرار بود یک خبری از سهام سایپا بگیریم....تا برسیم خانه ساعت چهار شد. خوشبختانه ترجمه جدید برایمان ارسال کرده بودند.خوشحالم بویژه اینکه به خاطر مراقبه ای که امروز داشتم ذهن بسیار آرام و هماهنگی داشتم و دارم. آگاهانه امروز تلاش کردم که به هرچیز و هرکس که می رسم دید انتقادانه سابقم را که اسمش را باریک بینی فیلسوفانه گذاشته بودم کنار بگذارم .
امروز به بهار رهنما هم فکر میکردم به آن مسیر سبزی که در نوشته هایش هست به عنوان یک هنرمند در جایی که شاید خمودگی و یک جوریاس فلسفی را از هنرمند به یاد داشتم.....