آمار صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن

جاری چون رود.....شاعر چون چشمه....بی پروا چون آبشار

صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کنزان پیشتر که عالم فانی شود خرابخورشید می ز مشرق ساغر طلوع کردروزی که چرخ از گل ما کوزه​ها کندما مرد زهد و توبه و طامات نیستیمکار صواب باده پرستیست حافظا دور فلک درنگ ندارد شتاب کنما را ز جام باده گلگون خراب کنگر برگ عیش می​طلبی ترک خواب کنزنهار کاسه سر ما پرشراب کنبا ما به جام باده صافی خطاب کنبرخیز و عزم جزم به کار صواب کن

پی نوشت: در کمال تعجب ما الان ساعت ۶.۷ بیداریم،مک آرتور عزیز رفته نان بگیره....بی اختیار یاد این شعر زیبا افتادم........آخرش یاد گرفتم چطوری از پی سی مان عکس در وبلاگ بگذارم........ 

 

+ تاريخ پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 6:11 نويسنده فاطمه. الف |