|
جاری چون رود.....شاعر چون چشمه....بی پروا چون آبشار
|
ماه مراقب من است.........و همینکه سرم را بلند می کنم از گوشه پنجره به من چشمک میزند.....
لطفا وقتی خانه می آیی دست مرا مثل بانوان متمول روسی ببوس و همینطور وقتی خانه را ترک می کنی.........
***
احساس خوبی دارم. هیچ مقاومتی در برابر رازهای ناخودآگاهم ندارم واقعیت این است که من و مادر شوهرم در لباس یک زن سر یک مرد----شوهر من ----رقابت داریم
واقعیت این است که من علی رغم غیر باور بودن در تمام کارهایم دنبال لذت هستم....از مطلب گذاشتن در وبلاگ تا همزاد پندازی شدیدی که با شخصیت های رمان ها دارم........
استیون ددالوس در جیمز جویس .....چهره مرد هنرمند در جوانی چقدر دوست دارم جای او بودم.......
آن دلسوزی های قدیس گونه فقط روش خاص من برای نزدیکی با افراد است..........
شدن یا کردن مسئله این است........که در تمام فعالیت های من به شکل خزنده ای در جریان است..و