آمار یک سبد حرف رسیده....

جاری چون رود.....شاعر چون چشمه....بی پروا چون آبشار

حرف هایش طعم سیب می دهند

           که شیرینی اش وقتی گرسنه ام، ته دلم را می گیرد

          و ضعف و سرگیجه را از من دور می کند

بعد من در نوازش عطر همان سیب ها

         آنها را مربا می کنم و

         سحرگاه در معیت نانی گرم

        به خانه اش روانه می کنم

 و سیب

      راز خوشمزه بین ماست

و حالا

    بعد از سالها دوستی

روی یک یک، پله هایی که خانه ما را به هم وصل می کند

عکس یک سیب قرمزِ خاطره انگیز نقش بسته است.....

دوستش دارم

 و او مثل سیب

نشانی بهشت را می داند....

رد پاهایش را زمین برایم نگه می دارد...

تا گم اش نکنم.....


برچسب‌ها: سیب
+ تاريخ شنبه چهارم دی ۱۳۹۵ساعت 10:50 نويسنده فاطمه. الف |