آمار بخار چای....

جاری چون رود.....شاعر چون چشمه....بی پروا چون آبشار

این چند روز، بارانی نبارید، از خوش قولی هواشناسی! شاید پاییز نداند که من خیلی از احساساتم را مثل لباسهای نو و هرگز نپوشیده ام، گذاشته ام برای روزهای بارانی اش،  با این حال سرم را با دیگر تغییرات آن گرم کردم، مثل سرد شدن هوا، هرچند هوا فعلا آنقدر سرد نیست که بتواند چانه ام را بلرزاند ولی یخ کرده گی سراغ انگشتانم پایم آمدند یا خلوت شدن زودهنگام کوچه ها و خیابان ها،...این همه به همراه تنوعی که از کشیدن ساعت ها به عقب به روزهایم تزریق شده را سعی ام این است که نگذارم  برایم کهنه و یکنواخت شوند. هرچه هست در همین لحظه هاست که می گذرند، وقتی برای خودت مشخص کرده ای که دنبال چه چیزی هستی، این ساعات ها را برای چیزهای دیگری که نمی خواهی تلف نمی کنی یا لااقل حتی اگر در حال استراحت و نفس تازه کردنی، در نهایت نسبت به وضعیت خودت بینش داری و برای حرکت های بعدی ات سنجیده تر عمل میکنی...من هنوز هم قابلیت بالایی در رویایی و غیرواقعی فکر کردن دارم، ولی سعی ام این است که این قضیه را به بستر درستی هدایت کنم. فعلا این جور یادگرفته ام که به دنیا با تصویری که از آن در ذهنم ساخته ام، مثل یک معشوقه خیالی نگاه نکنم بلکه او را خوب بر انداز کنم و مثل یک خریداری که پولش برایش ارزش دارد، به آن نگاه کنم، واقعیت های آن را خوب ببینم و اصول آن را خوش آمدم باشد یا نباشد درک کنم. مثلا من کلی ایده و آرزو دارم که دوست دارم آنها را پیاده کنم، اما یکی از واقعیت های دنیا این است که محدودیتی به نام زمان، دارد که همیشه باید آن را لحاظ کنم. وقتی برای کاری وقت می گذارم، خواه نا خواه بپذیرم که به کارهای دیگر نخواهم رسید... مفهوم جدید دیگری که یاد گرفته ام، داشتن پوست عاطفی است. حتما شما هم افرادی به پستتان خورده اند که صاف در چشمان شما زل بزنند و میزان درآمدتان را بپرسند یا بی هیچ سابقه دوستی گریز بزنند به سوالات بسیار شخصی... این قضیه یک جورهایی مربوط به همان داشتن پوست عاطفی است، پوست عاطفی که تعبیر آن را از دکتر هلاکویی یاد گرفته ام، مثل پوست که اندام بدنی شما را حفظ می کند تا مثلا روده و ... شما بیرون نریزد یک جور محافظ شما در روابطتان است، تاکید به حریم فردی و خصوصی تان. احترام به حریم خصوصی خود و دیگران از همین قضیه نشات می گیرد. رعایت این حریم فقط به آن بی ادبی های فاحش بر نمی گردد و مواردی از این دست را هم شامل می شود: این که کسی از شما راهنمایی نخواسته، یا نظرتان را جویا نشده، نظر بارانش کنید (قابل توجه خودم ) یا مثلا قضایای مربوط به همسر خود را با کس دیگری ولو نزدیکان او در میان بگذارید. چون راحتی که فردی با شما دارد، قرار نیست همین قدر صمیمیت را با بقیه هم داشته باشد.... شاید این مواردی که نوشتم برای بعضی ها تازگی نداشته باشد ولی  این آموزه ها در جاده ای که من در گذشته از آن عبور کرده و به این جا رسیده ام، گنجانده نشده بوده، و من خوشحالم که ضرورتش را احساس کرده و در حال یادگیری آن هستم...

یک چیزی هم در آخر خودم به مصادیق رعایت نکردن حریم شخصی یا حقوق فردی در سطح اجتماع اضافه کنم و آن این است که هر روز در صفحات اول روزنامه ها و اخبار روز، خیلی با خونسردی از افزایش قیمت اجناس  به شهروندان کَلم، خبررسانی شود....


برچسب‌ها: ماست سون, خامه پگاه, لوبیای چیتی, میوه
+ تاريخ پنجشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 22:39 نويسنده فاطمه. الف |