|
جاری چون رود.....شاعر چون چشمه....بی پروا چون آبشار
|
یکی از پیشرفت های من امسال این بود که تب خرید تقریبا نداشتم. این تب به مرور از خلال سالها از میزان آن کاسته شده بود تا رسیده بودم به امسال. دیدن فوج عظیمی از جمعیت، فروشگاهها و بساطی ها و هوا که انگار هوایی شده بود، بی اختیار مرا را هم به سمت آن حباب بزرگ خوشحالی چرخان هل می داد. هر سال. اما امسال فقط دوست داشتم این جریان را تماشا کنم. به دست آوردن هر قلمروی از آزادی ام برای من خیلی خوشحال کننده تر از هر عامل دیگری است که شور و شعف به دنبال دارد. آزادی در گذراندن تعطیلات عید، آزادی در دید و بازدید، آزادی در خرید، آزادی در چیدمان منزل .....البته این کار از نظر من مثل راه رفتن روی لبه تیغ است. خیلی باید احتیاط کرد. شما بعد از تصاحب این حوزه ها، نباید مثل آدمهای تازه به دوران رسیده عمل کنید. نباید هی بخواهید این آزادی ها و این ساختار شکنی ها را به رخ دیگران بکشید. بلکه باید خیلی تمیز و زیبا و آراسته سنت های زیبا مثل سر زدن به دیگران، ارسال پیام تبریک، عیدی دادن و... را در حد توان به جا بیاورید. تنها فرق شما با بقیه این است که لباس دیگری به تن بهار می کنید، لباسی که خودتان دوخته اید. و این یعنی ظرفیت داشتن. ابداع الفبای شخصی که از طریق آن می خواهید از محدودیت های فکر های کوچک، رهایی یابید، اما باید این همه را برای خود نگه دارید، نه برای حال گیری از دیگران. از نظر من کسب هر آزادی در صورتی آرامش هم به دنبال دارد که دلیل پشت سر آن زیبا باشد. ...
***
من به سال نو خیلی امیدوارم. سال که تحویل می شد، سعی کردم یک جورهایی، یک چیزهایی را به خدا منتقل کنم. بهترین کار راحت بودن با خدا و در واقع خودتان است. به رغم این که ممکن است، راحت بودن شما با دیگران گاهی برایتان گران تمام شود، ولی در مورد خدا این طور نیست. عین خواسته تان را می گویید، نظر قلبی خودتان را هم می گویید، بعد همین روند که اسمش دعاست، خیلی شما را کوک می کند. مثل یک شربت معجون. فقط باید حوصله کنید و به خودتان زحمت درست کردنش را هر موقع که تمام شد، بدهید....
این هم یک پیامک زیبا از دوستی که تقدیم شما می کنم و عید را از صمیم قلب به شما تبریک می گویم:
" آرامش در قلبی است که در تصرف خداست..."
لحظه هایتان آرام، دلتان در تصرف خدا و عیدتان مبارک باد.